آن امید و آرزو بر باد شد
همچو مرغی کز قفس آزاد شد
هرچه شادی بود و آرامش، گذشت
جایش اندوه آمد و بیداد شد
هم، بسر شد دوره ی فرّ و شکوه
گوییا این مُلک، دشمن شاد شد
عشق از دلهای مان هم رفت، رفت
هیچ تصویرش نماند، از یاد شد
نوبت تنهایی و افسردگی
بعد از آن ایّام خوب و شاد شد
دوره ی «محمود»ی ات افسوس رفت
دوره ای دیگر، ز نو ایجاد شد
...
خودم برای خودم...
اما درست میشه همه چی
می دونم
درست میشه