دو تا شعر

امسال قرار گذاشتم با خودم که یه خورده بیشتر روی شعر کار کنم... اینم دو تا شعر مال امروز... البته دست گرمیه و فی البداهه...

...

نمونه ای از یک شعر عاشقانه:

آه ای معشوق ناپیدای من
آشنایی، گرچه پنهان می شوی
گر بیایی یار دیرین، باز هم
واژه باران، شعر باران می شوی

...

برای دوست عزیزم ژینوس:

تو «نگارنده ی تقدیر خوش خویشتنـ»ـی
شاد و سرزنده ای و پاکدل و پیروزی
هرکه گفتت که ز عالم به دری، راست نگفت
تو خود آن لحظه ی شیرین و خوش نوروزی

* ژینوس به کردی یعنی نویسنده ی سرنوشت خود

** در پاسخ به شعری که برای خودش نوشته بود: سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر... من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم

/ 1 نظر / 17 بازدید
لعیا

چه خوبه