کتک خوری در خیابان شلوغ

امروز با یه اراذل اوباش گردن کلفتی درگیری لفظی پیدا کردیم. یارو با ماشین ما رو تعقیب کرد و توی بلوار رحمانی به ما رسید (من بودم و علیرضا). جلومون زد روی ترمز و پرید پایین. ماشین رو قفل کردم و سعی کردم دنده عقب بگیرم که یارو شروع کرد با مشت به شیشه کوبیدن. با مشت سوم و چهارم شیشه ی سمت من شکست و پخش شد روی سر و صورتم. در همین حین هم از عقب به یه ماشین پارک شده کوبیدم و گلگیرش رو داغون کردم. آقای گردن کلفت هم همزمان با مشت به سر و کله ام می کوبید و به زور می خواست با کشیدن پیرهن از ماشین بیرونم بیاره. شانسی که آوردم این بود که چاقو دستش نبود و ضمناً چند تا آدم که اونجا بودن اومدن به وساطت. خلاصه کتک مفصلی خوردم، شیشه و گلگیر ماشینم داغون شد، تازه فردا هم باید برم خسارت اون ماشین عقبی رو بدم.

نزدیک یه ساعت و نیم هم خودم رو واسه شکایت معطل کردم، آخرش هیچی به هیچی.

چشم راستم درد می کنه. تمام وجودم هم از این کتک مفتی که خوردم می سوزه.

/ 5 نظر / 6 بازدید
نیوشا

سلام سلام عزيزم چه وب خوشملي داري، دوس دارم وبتو عسلي به منم سر بزن اگرم دوس داري بگو تبادل لينک کنيم پس منتظرت هستم عجيجم فعلا بوس بوس [بوسه][قلب][بوسه]

شراره

آخه کی گقته درگیر لفظی بشی ..... مثل اونروز من ساکت موندم ولی اومدم خونه تهنایی 2 ساعت گریه کردم

دوست

سلام حالا سر چي اين همه كتك؟!

دوست

سلام مرسی از راهنماییت ولی حقیقت اینه من شاعر نیستم رشته تحصیلیم هم ادبیات نبوده بخاطر همین اصولش رو بلد نیستم که رعایت کنم شما ببخشید سعی میکنم کمی مطالعه کنم بازم به من سر بزن درود[شوخی]

دوست

سلام نه باور كن من اصلا ناراحت نشدم بازم بهم سر بزن و نظرت رو بگو درود