سال نود و یک

دوباره سال داره نو میشه.

انگار  همین دیروز بود که توی یه کافی نت تو شیراز داشتم آخرین نوشته های سال هشتاد و نه رو می ذاشتم...

خیلی سریع اگه بخوام مرور کنم، سال نود بسیار پرفراز و نشیب بود برام... از لحاظ کاری، شرکتم رو از دست دادم و شش ماه بیکاری کشیدم... از لحاظ احساسی، اگه از یه مدت کوتاه صرفنظر کنیم، کاملاً تنها بودم... از لحاظ روحی، لحظات بدی رو سپری کردم، بخصوص از وقتی بیکار شدم... اما کلاس سه تار رفتم بالاخره... کتاب اصلاً نخوندم متأسفانه... با فیس بوک زندگی کردم... دو سه تا مسافرت خیلی خوب رفتم (تایلند و ترکیه و عمان)... خیلی از دوستام رو از دست دادم و تقریباً کسی رو جایگزین نکردم...

اما خدا رو شکر الان بدک نیستم... می خوام همه ی انرژیم رو جمع کنم واسه سال دیگه... می خوام یه کار خوب داشته باشم به امید خدا... از تنهایی بیرون بیام هر طور شده... کتاب زیاد بخونم... سه تار بزنم دیوانه وار... تنبل بازی رو کمی کنار بذارم!... و با دوستانی که برام مونده بیشتر معاشرت کنم... شاید ماشین هم خریدم!... راستی مسافرت یادم نمیره!!... شعر هم سعی می کنم بیشتر بگم...

ای پروردگار بزرگ و مهربان، حال و روز ما رو، بهترین کن... آمین

/ 3 نظر / 25 بازدید
سلام

آممممممییییین، ایشالا که توی این سال به تمام خواسته هات برسی، اتفاقهای خوب و عالی جایگزین اتفاقهای بد سال قبل بشه. همیشه پر انرژژژی باش. منتظر خبرهای خوبت هستیم توی سال جدید[لبخند]

پگاه

سال نوی شما مبارک[گل]

لعیا

سال نو مبارک