سی و پنج سالگی

امسال سال خوبی بود برام شکر خدا... یا بهتره بگم سال خیلی خوبی...

کلی موی سفید بخصوص توی شقیقه ی راست پیدا کردم!... وزنم یه چهار پنج کیلویی بالا اومده اما خدا رو شکر فعلاً نرسیده به هفتاد متوقف شده!... کلاس سه تار رو ادامه دادم. ابوعطا و شور بالا دسته و دشتی رو هم مثل ماهور زدم... کلاس آواز رفتم. اونجا هم ابوعطا و شور... کتاب هم خوندم بعد از مدتها و با دُر دانه ای به اسم هوشنگ ابتهاج بیشتر آشنا شدم (کتاب پیر پرنیان اندیش)... سه تا کنسرت (گروه سون، علیرضا قربانی و همایون شجریان)، سه تا تئاتر (باغ دلگشا، مرگ فروشنده و یک صبح ناگهان)، بیست تا فیلم (چهارده بار سینما)، و دو تا سریال (لاست و هزار دستان)... سه تا مسافرت خارجی عالی (عید استانبول، تابستون کوش آداسی و بهمن دوبی) رفتم که کوش آداسی خیلی خیلی چسبید... دو تا مسافرت داخلی به تبریز و مشهد، البته اگه چندین بار شیراز رفتن مسافرت حساب نشه... فقط خواستم شمال برم که نشد متاسفانه. وقتی تصمیم قطعی به رفتن گرفتیم بارندگی شدید بود... راستی عید امسال تهران گردی هم کردیم. کاخ گلستانش خیلی محشر بود... یه چند تا شعر گفتم، که البته خیلی خیلی کم بود... یه آهنگ ساختم و برای یه تصنیف قدیمی شعر گذاشتم که خیلی مزه داد!... یه فیلم/کلیپ بامزه هم درست کردم که توش تعداد زیادی از فامیل بازی می کردن!...

توی کار هم خدا رو شکر اوضاع خوب بود... به عدد و رقمی که دوست داشتیم رسیدیم... عملا هم در طول سال 4 تا کارمند داشتیم... درسته چهار ماه بدون جا بودیم اما بعدش یه محل خوب برای شرکت پیدا کردیم و الان خیلی راضی هستم...

در زندگی شخصی هم سال آرومی رو داشتم... شیوای عزیزم همیشه و همه جا پیشم بود. توی سختی ها بهم آرامش داد و توی شادی ها کنارم بود...

راستی جام جهانی!!!... چه جام خوبی بود... ایران خوب بود نسبتاً و آبروداری کرد... آرژانتینم هم تا فینال بالا رفت... سه بار بدجور گریه کردم براش... گل به بلژیک در اواخر وقت اضافی دوم، برد پنالتی جلوی هلند، و دست آخر باخت دراماتیک و دردناک به آلمان در اواخر وقت اضافی فینال... البته راستش رو بگم وقتی مسی به ایران گل زد هم گریه کردم، اینبار از ناراحتی!... مسابقات پیش بینی هم برگزار کردیم. حدوداً چهل نفر بودیم. خیلی لذت و هیجان بازی ها رو بیشتر کرد برامون...

و دست آخر، با اعتیادی به نام کلش آو کلنز آشنا شدم که الان سه ماهه حسابی
وقتم رو گرفته!!

برای سال گذشته خدا رو شکر می کنم... خیلی بیشتر از لیاقتم بهم داد... شکر می کنم و شکر و شکر...

/ 5 نظر / 32 بازدید
filtershekans

سلام. وبلاگ زيبايي داري. خوشحال ميشم به منم سر بزني!

داود(خورشید نامه)

به نظرم سی و پنج سالگی یکی از بهترین سالهای عمره ... این پنج سال تا 40 سالگی رو قدر بدون مرد توی این سالها هرچه کاشته باشه جوونه میزنه و رشد میکنه و تازه اغاز مراقبت و رسیدن به محصوله امیدوارم ماحصل عمرت بهترین باشه ...تولدت مبارک

شیوا

خوشحالم:)

خورشيد

خاک میان سرمان.. پسر خاله ی ما رو... اینجا رو.. چشم ما روشن.. تولدت مبارکا حاج آقا.

خزان

سلام ... خدارا شکر که سال خوبی داشتی و البته تبریک گرم ما را از شیراز پذیرا باش.[گل]