نوبت عاشقی

آره بابا، عاشقیم دیگه...
 حالا گیرم عاشق، دیوانه، یا حتی احمق!... منی که مثلاً دیشب با تپش قلب شنای چهارصد متر امدادی المپیک رو نگاه کردم و با تعجب و وحشت، در حالی که انگشتم رو می گزیدم دیدم که چطور ناغافل طلای مسلم توی بیست متر آخر از دست امریکا و مایکل فلپس عزیزم پرید... منی که اصلاً از نود ایتالیا و نود و دو بارسلون هیچ مسابقه ی ورزشی از دستم در نرفته... (مثلاً کی فینال فوتبال المپیک بارسلون یادشه؟ اسپانیا و لهستان. توی اسپانیا لوییز انریکه و پپ گواردیولای جوون بازی می کردن که الان سالهاست فوتبال رو گذاشتن کنار و مربی شدن... یا مثلاً کی مثل من خل بود هر روز ساعت پنج صبح پا می شد تا لحظات به آب زدن و طلا شکار کردن هشت گانه ی مایکل فلپس رو ببلعه؟؟؟)... آره آقا جون. منی که لحظه لحظه ی شادی ها و غم های خیلی از مسابقات ورزشی رو تماشا کردم و باهاشون شاد و غمگین شدم... اما... اما...
 همچین حسی رو توی فیلم دیدن هم داشتم. یه دوره ای جشنواره از زیر دستم در نمی رفت... یه دوره ای حدود سی و خورده ای فیلم می دیدم توی ده روز جشنواره فجر. از این سینما به اون سینما و از این سالن به اون سالن. اصلاً کارشناسی شده بودم واسه خودم. همه ی فیلمای خیلی از کارگردان ها رو دیده بودم، خیلی هاشون رو هم چند بار. اصلاً گناه می دونستم اگه اطلاعاتم ناقص می شد... آخرش اما خورد به یأس بعد از انتخابات و تحریم جشنواره. کار به جایی رسید که امروز اگه سالی یه بارم کارم به سینما بکشه تعجب می کنم. سه چهار ساله که هیچ فیلم جدیدی رو ندیدم و آب هم از آب تکون نخورده... اما... اما... اما خب یه جایی ته قلبم، احساس خلاء می کنه و به هم فشرده می شه وقتی بهش فکر می کنم...
 آره... عاشقیم دیگه... حالا شما بگین دیوانه، بگین احمق... این المپیک رو هم ذره ذره می نوشم و گیج می شم، خل و چل می شم... آخرش هم یه روزی از این عشقم، از المپیک، جام جهانی، جام ملت های اروپا و امریکا، از همه ی اینا دور می شم. مجبور می شم همه شون رو بذارم کنار و برم سرم رو بذارم زمین و چه می دونم، بمیرم، یا یه جور دیگه زندگی کنم... اما اون روز یاد این حرفام باشین، و پشت سرم بگین، طرف احمق بود، چه می دونم، دیوونه بود... اما من دوست دارم که بگین عاشق بود... بگین عاشق بود... باشه؟؟؟

/ 4 نظر / 11 بازدید
محمد

سلام دوست عزیز خوبی تبادل لینک میکنی؟ اگه قبولی منو با اسم : شهر مجازی ایرانیان و با آدرس www.iranwebcity.com لینک کن و مثل من بیا تو وبم و تو نظرات اسم و آدرس وبلاگت رو بده تا لینکت کنم ممنون. در ضمن اگه نظرت رو دربارهی وبم بدونم خوشحال میشم.

میگیم عاشق بود... [لبخند]

ایمان زمانی

وایییییییی باز با اینا همزاد پنداری کردم شدیییییید. ولی اعتراف میکنم دز عاشقی شما خیلی بالاتر از منه!!!! من یه بار 4 سال پیش به این نتیجه رسیدم خوب که چی که من میدونم بالاکوف کی بوده یا پوبورسکی چه کولاکی می کرد یا... حالا مثلا بقلیم که هیچی از اینا نمیدونه چه مزیتی داره!!! میدونی مهندس آخرش به پوچی میرسه من 2 سال دیگه هیجی رو دنبال نکردم ولی دیدم باز نمیشه ولی به هر حال دزش خیلی کم شده. یاد شبایی که میشستیم بازیای با تاخیر چمپیونزو میدیدم بخیر فرداش 7 صبح باید مدرسه میبودیم ولی تا 2.5 پای تی وی!!! حتی بازیای اینترتوتو!!!! یادش بخیر تمام بازیکنای بوندس لیگا رو دیگه از حفظ شده بودیم تو اون چند سالی که بوندس لیگارو میذاشت!!!! ولی خوب آخرش چی؟؟؟؟؟؟؟

لعیا

عاشق همون دیوونه است دیگه [لبخند]